رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

به وقت چهارشنبه

چهارشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ۰۶:۱۴ ب.ظ

کل دیشب رو داشتم خواب های استرس آور از قبیل اینکه جای کمدها رو عوض کردن و من آناتومی عملی دارم و به کلاس نرسیدم و دارم اشک میریزم و دنبال کمدم می گردم دیدم 😩😩 صبح که بیدار شدم انگار کوه کنده بودم یواش یواش امیر و مادرم رو هم بیدار کردم و رفتیم بیرون که یه سری کارها انجام بدیم علیرضا تازه برگشته بعد از 4 ماه و دلم واقعا برای دیدنش پرکشیده بود رفتیم دیدیمش و اونقدری برامون از خاطره های اون کشور تعریف کرد که مرده بودیم از خنده عضلات زایگوماتیکوس مون دیگه تو حالت منقبض باقی مونده بود کلی روحیه مون عوض شد و برگشتیم خونه دوباره منم و یه اتاق نامرتب و یه عالمه بیوشیمی و جنین نخونده 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۸
رومی زنگی

نظرات  (۲)

حس خستگی بعد از خواب انصافا گاهی اوقات دلچسبه :|
پاسخ:
من معمولا اینجور وقتا اونقدری تو خواب استرس کشیدم که یه نفس از سر آسودگی میکشم وقتی بیدار میشم 
هرجا میرم نامی از بیوشیمی و جنین میدرخشد:|
پاسخ:
وااای براشون دارم سکته میکنم قشنگ :((((

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی