رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

مرا چه شده است؟!

سه شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۰ ب.ظ

حالم داره از خودم بهم میخوره. دیروز که از دانشگاه اومدم گفتم براتون که چقدر داغون بودم اونقدر داغون بودم که نماز ظهر و عصرم قضا شد. امروز هم رفتیم اون دانشگاهی که اسمش رو نگم بهتره و من برای همه عمرم متوجه شدم که آدمی نیستم که توی چنین دانشگاهی درس بخونم و باز وقتی از اونجا برگشتیم تا 6 خوابیدم و نمازم قضا شد باز الان هم هنوز نه قضای دیروزرو خوندم نه قضای امروز. 

معلوم هست چه مرگته؟ فکر کردی خدا به دو رکعت نمازی که میخونی و فکرت هزارجا هست احتیاج داره؟! نه عزیزم این تویی که پس فردا و فرداها بهش احتیاج پیدا می کنی اونوقت روت میشه تو روش نگاه کنی ؟ چت شده آخه؟ فکر میکنی خیلی شاخی ؟ خدایا خودت کمکم کن دست های ناتوان و بی رمقم رو رها نکن خدایا بهم کمک کن بهت نزدیک بشم نمیخوام این فاصله و جدایی رو .نمیخوام زندگی که تو توش نباشی رو. ترجیح میدم بمیرم ولی تو روت رو از من برنگردونی خدایا هوام رو داشته باش دلم بدجور گرفته 

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۱۰
رومی زنگی

نظرات  (۴)

اتفاقاً خیلی بیشتر از خیلیا حواست به بالاسری هست...
پاسخ:
مرسی حوا جان ولی احساس میکنم دارم ازش دور میشم و خیلی نگرانم از این موضوع :'((
همین که نگرانی یعنی یه چیزی توی وجودت هست که تو رو به خدا وصل می‌کنه :)
پاسخ:
عزززیزمی خدا کنه خدا حواسش بهم باشه 
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۵:۳۴ جناب منزوی
خدا حواسش هست، کمکتون میکنه :)
پاسخ:
ان شا الله که همینطوره ممنون 
۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۶:۴۱ نلیسا 🌠🌟
رومی من هر چی پست ها رو میخونم بدتر گیج میشم.
الان نمیدونم میخوای این راه رو ادامه بدی یا نه؟ اصلا چرا سردرگمی؟
فکر کنم مشکل از منه،ببخشید:(
پاسخ:
نه عزیزم کاملا درست متوجه شدی خیلی خیلی سردرگم ام برای ادامه دادن راهی که افتادم توش

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی