رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

در شکرزار قناعت نبود تلخی عیش

جمعه, ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۰۲ ب.ظ

وسط اتاقم روی زمین دراز کشیدم تا کتابمو بخونم اما یهو فکرم رفت سمت این که من خیلی چیزها دارم واسه شکرگزار بودن و قانع بودن اما چرا نه اونطور که باید شکرگزارم و نه حتی یک اپسیلون به چیزهایی که دارم قانع ؟ راستش چشمم فقط به نیمه خالی لیوانه و نداشته هام .داشته هام رو می ریزم رو یک کفه ترازو و نداشته هام انگار تو اون یکی کفه سنگین تره . راز قانع بودن و حریص نبودن چیه واقعا ؟ چرا من آدم هایی رو میبینم که با یک سوم دارایی های من ( چه مادی و چه معنوی بیشتر معنوی ) قانع ان و خوشحال و شکرگزار و عمیقا احساس خوشبختی میکنن اونوقت من هرچی میگذره و بزرگتر میشم کمتر احساس قناعت می کنم نسبت به داشته هام . راستش خیلی این موضوع ذهن من رو به خودش مشغول کرده واقعا نمیدونم چنین چیزی نرماله اصلا یا نه ؟ مگه میشه یه نفر اینقدر طلبکار باشه از زندگی و هیچوقت هیچ چیز اونطور که باید قانعش نکنه ؟ خدایا آخه این همه جاه طلبی و کمال گرایی از کجا نشأت میگیره ؟ 

۹۷/۰۴/۲۲
رومی زنگی

نظرات  (۶)

سلام ببخشید اینو میگم چون خودمم همینطوریم احساس میکنم هرقدر به داشته ها و موفقیتای جدید میرسیم حریص تر میشیم و داشته های قبلمونو یادمون میره
پاسخ:
سلام خواهش میکنم عزیزم راستش منم همینطور فکر میکنم راستش دوست دارم شکرگزارتر باشم چون اینطوری همش احساس گناه میکنم :'((
۲۲ تیر ۹۷ ، ۲۰:۵۱ استاد بزرگ
جالب بود ...
ولی یه وقتایی لیوان پر از خالیه ...
اون موقع تکلیف چیه؟؟؟
:)
پاسخ:
مرسی 
لیوان من پر از خالی نیست... ولی پر از چیزهای دلخواهم هم نیست واسه همین نمیتونم قدردان و شکرگزار باشم 
در مورد لیوان پر از خالی نمیدونم چی بگم ... راستش من فکر میکنم ته ته خالی ترین لیوان ها هم خرده چیزی برای شکرگزاری و مثبت نگاه کردن وجود داشته باشه :)
۲۲ تیر ۹۷ ، ۲۱:۱۴ استاد بزرگ
بله خوب اینم حرفی است ...
ممنون از راهنماییتون.
برم اون میکروسکوپ الکترونیم رو بیارم ببینم چیزی میبینم ...
:)
پاسخ:
خواهش میکنم اختیار دارید . 
ان شا الله لیوانی مملوء از چیزهای مثبت و قابل شکرگزاری داشته باشید :)

«می خوام بگم بیشتر رنج من ناشی از کشیده شدنم به سوی امیالمه، ولی وقتی میلی رو بر آورده میکنم لحظه ای از رضایت و لذت رو تجربه می کنم که خیلی زود به ملال بدل می شن تا زمانی که یه میل دیگه سر برداره 

شوپنهاور این رو خصوصیت همه ی انسان ها می دونست : خواستن، خشنودی گذرا ، ملال و خواستن بیشتر »

این از کتاب شوپنهاوره . همون چیزی که تیکی هم گفت . 

من فکر میکنم راه حل هم همین شکرگزاری بابت کوچکترین چیز های زندگیه  که خودت گفتی و استفاده از چیزهایی که داریم و قدر دانی ازاون چیزی که ما الان داریم و ممکنه آرزوی هزار نفر دیگه باشه  ولو در نظر ما کوچیک و بی اهمیت باشه . باید قدم در راه خود سازی بر داریم ...:)

پاسخ:
یک دنیا ممنونم ازت همدم جانم راست میگی واقعا شکرگزاری بابت چیزهایی که شاید خیلی وقتا نمیبینم شون مثل بدیهی ترین چیزها مثل دو تا چشم دو تا گوش و دو تا پا که میتونم باهاشون راه برم تااا خیلی چیزهای دیگه . امیدوارم بتونم از پسش بربیام. باز هم ممنونم ازت:***
بخشی از وجودمون شده... متاسفانه
پاسخ:
عزیزدلم تو نگو این حرف رو :*** واقعا خیلی سخت شده :((
نمیدونم چرا...
:(
پاسخ:
:) عزززیزم 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی