رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

وقتی دکتر ص ملایم تر می شود...

يكشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۰ ق.ظ

بچه هایی که خونه هاشون شهرهای دیگه بود کلی دوندگی کردن که سه شنبه یا چهارشنبه هفته قبل یه جلسه فوق العاده آناتومی بذارن تا بتونن شنبه با خیال راحت خونه هاشون باشن یعنی طی یک اتفاق باورنکردنی دکتر ص گفته بودن این کارو بکنین اما خب جور نشد و در نتیجه کلاس هشتاد و خرده ای نفره همیشگی مون امروز به زحمت به 40 نفر می رسید. 

دیشب فقط یک ساعت خوابیدم ولی از اونجایی که درس هامون رو دوست دارم وقتی رسیدم دانشگاه کلا یادم رفت. سرجای همیشگیم نشستم. یه خرده سر درد و دلم باز شده بود و داشتم با مهتا صحبت می کردم که پریدم و روی میز نشستم همینطور که داشتیم با مهتا میخندیدیم یهو دیدم مهتا عین ترقه از جاش پرید و با صدایی که واضحا می لرزید گفت : سلام استاد. متعاقبا منم از روی میز پریدم پایین و با یه خجالت عمیق گفتم سلام. درس هنوز درست و حسابی شروع نشده بود که دکتر ص اومدن دستشونو گذاشتن روی میز من و گفتن خب شما بگو عضلات extrinsic چه عضلاتی بودن؟ چند صدم ثانیه قفل کردم اصلا ولی سریع خودم رو جمع و جور کردم و گفتم. بعد از اون هم همش از من بیچاره انتظار داشتن جواب بدم بابا خب گناه نکردم که!! عضلات اندام خلفی هم که در حد بنز سخت بود. نکته ای که توجهم رو جلب کرد این بود که دکتر ص کلی مهربون تر و ملایم تر بودن این جلسه؛ اونقدر که به خودم جرات دادم و بعد کلاس ازشون سوال پرسیدم 😅کم کم دارم به حرف مریم که میگفت دکتر ص به شدت خوبه و از سر دلسوزیشه که یه وقتا قاطی میکنه میرسم. قطعا همه چی شون خیلی متفاوته با دکتر ز و هر دوشون از بهترین اساتیدی هستند که تا به امروز داشتم. 


+فقط امیدوارم شیب صعودی بهبود اخلاق دکتر ص تا اواخر این ترم به بینهایت میل کنه 😅😅

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۰۴
رومی زنگی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی