رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد...

شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۴۶ ب.ظ

با توجه به این که دیشب ساعت ها رو کشیدیم عقب امروز خیلی زود شب شد و من برای اولین بار از این موضوع خوشحال شدم ولی... جای خالی امیر توی خونه مون بدجور توی ذوق میزنه. امیر برعکس من اصلا بچه شلوغی نیست اتفاقا خیلی هم آروم و متینه ولی انگار از امروز صبح که رفته خونه مون سوت و کور شده. شب ها وقتی همه میخوابیدن یا اون میومد اتاق من یا من میرفتم اتاقش و یه اوقاتی رو با هم میگذروندیم حالا اما چراغ خاموش اتاقش حالم رو بد میکنه. امشب اولین شبیه که امیر تنهایی توی یه شهر دیگه میخوابه. باهاش صحبت کردم .راضی بود اصولا همینطوره و باز کاملا برخلاف من اهل غرغر و شکوه و شکایت نیست زود خودش رو با شرایط تطبیق میده. گاهی به شوخی به مادرم اینا میگم امیر که همه چی تمومه من رو دیگه میخواید چیکار؟! خدایا نگهدار و پشت و پناه همه برادرها باش چه اونهایی که دانشجوان چه اونهایی که سربازن و خلاصه همه و همه ی برادرها رو واسه خواهرهاشون حفظ کن.

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۳۱
رومی زنگی

نظرات  (۳)

۰۱ مهر ۹۷ ، ۰۶:۴۳ بهاردخت ..
الهی آمین
پاسخ:
❤❤
تبریک به هردوتون....لطفا اگ تونستی روزاول دانشگاهو برامونتعریف کن...من امسال کنکوریم...دلم میخاد ببینم جو دانشگاه چطوری؟؟؟کلا خیلی ذوق دارم.خخخ
پاسخ:
مرسی تینا جان 
چشم حتما 
آخی عزیزم موفق باشی الهی به حق علی 
انشالله که همه موفق و سالم باشن:)
پاسخ:
ان شا الله ممنونم آرام جان

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی