رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

خدا پشت و پناهت

يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۳۸ ق.ظ
در آستانه 5 سالگی متوجه شدم خاله ام قراره اولین فرزندش رو به دنیا بیاره . شرایط خاله ام ولی خیلی خاص بود 9 ماه تمام استراحت مطلق و همه حاشیه هاش رو دقیق یادمه. بالاخره پسرخاله کاکل به سرم به دنیا اومد و من که اون موقع هیچ خواهر یا برادری نداشتم کلی باهاش بازی می کردم و مثل برادرم بود . زمان گذشت و ما بزرگ شدیم و اون بهم نامحرم شد ولی هنوز هم مثل برادرم دوستش دارم . دیشب برای همیشه از ایران رفت و من کلی کلافه بودم آرزو میکنم هرجای این کره خاکی موفق باشی و دست خدا به همراهت باشه .
موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۸
رومی زنگی

نظرات  (۱)

حس بدی میتونه باشه.
دارن یکی یکی میرن :) 
پاسخ:
دقیقا :( اون یکی پسرخاله ام هم 1 مرداد رفتش اون دبیرستانیه البته . من ولی هنوز تو برزخ موندن و رفتن دست و پا میزنم :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی