رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

رومی زنگی

لبریز از احساسات متناقض...

سرآغاز فراغت و روی آوردن به یار مهربان !

يكشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۲ ق.ظ

یه کتاب فروشی خفن تو محله جدیدمون یافتم دو طبقه بزرررگ اصلا یه چیز خوبی بود. خلاصه که لحظه شماری می کردم کنکور رو بدم و برم کتاب بخرم بخونم که کلا غبار کنکور رو بشوره ببره . دیروز رفتیم که بسته بود امروز که با برادرم بیرون بودیم با کلی غر و اینا راضی شد من رو ببره اونجا اگر تنها رفته بودم ساعت ها اونجا می گشتم و توی اقیانوس کتابها شنا می کردم دو صد افسوس که برادر غرغرو و کلا نامأنوس با کتاب باهام بود و من در عرض ٣٠ ثانیه کتابهای جنگجوی عشق و کویر رو گرفتم و اومدم بیرون . وقتی برگشتیم خونه بلافاصله جنگجوی عشق رو شروع کردم و ١٠٠ صفحه اش رو خوندم و خیلی خوشم اومد از کتابش به کویر هم یه نگاهی انداختم و تازه متوجه شدم که پارت پارته اما زبان دکتر شریعتی هنوز یه مقدار برام نامأنوسه و نتونستم با کتابشون  ارتباط برقرار کنم. توی برنامه امه که تا آخر تابستون کلی کتاب بخونم . 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۰
رومی زنگی

نظرات  (۶)

منم کتاب خوانی تو برنامه م هست :)))))
اولین بخش کتاب خوانیم مربوط به کتابای خارجی و قدیمیه مثل آناکارنینای تولستوی ، مثل خانه ی اموات داستایوسکی ، مثل عشق صدر اعظم الکساندر دوما و ...
بعدش میرم سراغ کتابای جدیدتر و عصر معاصر ^-^
وایییی کتاااب عشق سوم منه ^-^ :))
البته من نمی تونم همه شونو بخرم چون بعضیا واقعا قیمت هاشون گرونن واسه همین عضو کتابخونه شدم و  یه نگاه کردم دیدم خیلی از کتابایی که دوست دارمو ولی پیش نیومده بخونمو داره
حالا فعلا از اونجا استفاده میکنم بعدش بودجه دستم اومد قشنگاشو میخرم برای خودم یادگاری نگه میدارم 😍❤️


دقیقا داداش منم همینطوره :|
نامانوس با کتاب -_-
پاسخ:
آره اتفاقا پدرم هم شاهکارهای ادبیات جهان رو میگفت حتما باید بخونی . اوه اوه بودجه که وحشتناک محدوده مال منم چون منم سرکار نمیرم ولی خیلی وقتا از هزینه لباسم میزنم و کتاب می خرم که همیشه با مادرم سر این موضوع بحث مون میشه :)))
پس اپیدمیکه بین برادرا !! برادر من برگشته امروز میگه حوصله ات سرنمیره میشینی پای کتاب ؟! 
منم کتاب خوانی رو شروع کردم البته با ملت عشق*__*

کلا برادرا همین مدلین فکر کنم، داداشم میگه کل سال درس خوندی چرا بازم کتاب دستت میگیری؟
پاسخ:
به به . تبریک میگم ملت عشق هم توی لیست من هست اما دست من کوتاه و خرما بر نخیل و البته بودجه محدود ! :)) ( چی گفتم ؟!) 
آره برادر منم میگه لذت های دیگه دنیا رو هم تجربه کن . پلی استیشن بازی کن فیلم ببین خب البته من این کارا رو هم می کنم اما هیچی لذت خوندن رو نداره از نظر من . 
۱۰ تیر ۹۷ ، ۰۳:۴۵ فاطمه سین
تو مشهد پردیس کتاب وجود داره که همیشههه خدا بزای من منبع آرامش و حس خوب بوده، خیلی وقتا فقط به هوای لمس کتاب می رم پردیس، نه خرید 
با خوندن پستت دلم برای پردیس عزیز تنگ شده 
خدا کنه زودتر امتحانام تموم شه و یارم از قشم بیاد که بریم پردیس 
پاسخ:
عزززیزم چقدر خوب گفتی واقعا به نظرم هوای پر از کتاب رو فقط باید نفس کشید و به قول تو لمس کرد . ان شاءالله که هرچه سریعتر وصال یار و پردیس کتاب هر دو محقق بشه :))
منم دنبالِ چند عدد کتابِ خوبم :)
پاسخ:
منم چند سال از میادین دور بودم اما از کتاب های امروزی "ملت عشق" "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد" و "جنگجوی عشق" رو خیلی تعریفش رو شنیدم 
من میخواستم شروع کنم اما یا تنبلی کردم یا به خاطر گردنم که بخاطر کتاب درسیا نفله شد یکم موندم که استراحت کنه:دی 
پاسخ:
عززیزم الهی ان شا الله که گردنت زود زود خوب بشه :))
قربانت:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی